دانلود فایل پاورپوینت آیت‌الله حاج شیخ آقا بزرگ طهرانی

    —         —    

ارتباط با ما     —     لیست پایان‌نامه‌ها

... دانلود ...

بخشی از متن دانلود فایل پاورپوینت آیت‌الله حاج شیخ آقا بزرگ طهرانی :


آقابزرگ تهرانی





آقابُزُرْگِ تِهْرانی, محمدمحسن بن علی بن محمدرضا‌ بن‌ ‌محسن بن علی‌اکبر (11 ربیع‌الاول 1293-13 ذی‌الحجه 1389ق/7 آوریل 1876-20 فوریه 1970م), فقیه و کتاب‌شناس شیعی امامی می‌باشد.

فهرست مندرجات

1 - ولادت
2 - والدین
3 - جد
4 - تحصیلات
5 - روحانی ده ساله
6 - در حوزه تهران
7 - هجرت
8 - اساتید
8.1 - اساتید تهران
8.2 - اساتید نجف
9 - اجازه نقل روایت
9.1 - از علمای شیعه
9.2 - از علمای عامه
10 - اجازه روایت دادن
11 - آثار
12 - شاگردان
13 - شروع کار الذریعه
14 - تندیس تلاش و تحقیق
15 - فرزندان
16 - در معراج روح و جان
17 - در آینه اخلاق
18 - وفات
19 - فهرست منابع
20 - پانویس
21 - منبع


ولادت


سال 1293 قمری, ماه ربیع الاول و شب پنج شنبه بود. درست یازده روز از ماه میلاد و ربیع الموعود می‌گذشت و تنها یک هفته به سال گشت میلاد بزرگترین مولود آفرینش حضرت محمد مصطفی ـ صلّی الله علیه و آله ـ مانده بود که از لطف خدا, حاج ملا علی تهرانی, صاحب پسری سالم و کامل شد.

والدین


حاج ملا علی از پیش بر آن بود که نام جدش حاج محسن را بر فرزند نهد تا یاد او بماند ولی تقارن این تولد با ماه میلاد پیامبر چنان خرسندش ساخت که اسم فرزند دلبندش را محمد محسن نامید.

[1] طبقات اعلام الشیعه, شیخ آقا بزرگ تهرانی, ج‌ اول, مقدمه, قم, مؤسسه مطبوعاتی اسماعیلیان.


مادر محمد محسن زنی باورمند و نیکوکردار بود که از سادات علوی محسوب می‌گشت. و با نام بیگم خوانده می‌شد و دختر حاج سید عطار تهرانی بود.

[2] شیخ الباحثین, عبدالرحیم محمد علی, ص14, چاپ اول, 1390 ق, نجف, مطبعه النعمان.


پس از دهها سال زمانی که هر کس برای گرفتن شناسنامه نام خانوادگی خاصی بر می‌گزید او شهرت (منزوی) را برگزید و به این ترتیب مولود ماه میلاد در شناسنامه (محمد محسن منزوی) خوانده شد اما هیچ وقت به این اسم و رسم نامیده نگشت و مشهور نشد.

[3] شیخ الباحثین, عبدالرحیم محمد علی, ص16ـ18, چاپ اول, 1390 ق, نجف, مطبعه النعمان.


اما از آن جا که در میان تهرانی‌ها از دیر باز عادت چنین بود که پسری را به نام جد بزرگ خانواده و به اسم (آقا بزرگ) صدا کنند, محمد محسن آقا بزرگ خوانده شد. با این تفاوت که آقا بزرگ خاندان محسنی براستی (آقایی بزرگ) شد و با همین نام شهره آفاق گشت.

[4] طبقات اعلام الشیعه, شیخ آقا بزرگ تهرانی, ج‌ اول, مقدمه, قم, مؤسسه مطبوعاتی اسماعیلیان.



جد


جدِّ بزرگش, حاج‌محسن, بازرگان بود و به یاری منوچهرخان معتمدالدوله گرجی, نخستین چاپخانه ایران را بنیاد نهاده بود.

تحصیلات

مولود پامنار از همان روزهای نخستین حیاتش با سرچشمه‌ زلال نور و زندگی آشنا شد. وی در حالی که تنها چهار یا پنج بهار از آغاز سبز زندگی را پشت سر می‌گذاشت دل پاک و جان تشنه‌اش را هر روز با قرآن و آوازهای آهنگین و روح نواز آن جلا می‌داد. او از نخستین آموزگار خویش چنین یاد کرده است:
(قبل از رفتن به مکتب خانه, در توی خانه, پیش عمال عمو , (زهرا سلطان خانم) ‌از اول حروف ابجد و بعضی سوره‌ های کوتاه قرآن را خوانده بودم ...)

[5] تاریخ فرهنگ معاصر, (فصلنامه) سال 4, شماره 1 و 2, ص303, (بهار و تابستان 1374 ش), مقاله (زندگانی من) به قلم خود شیخ آقا بزرگ تهرانی.


پس از آن که به 7 سالگی رسید (1300 ق) در محله‌اش پامنار به مکتب خانه آقا سید ضیا رفت و پیش او قرآن و نصاب الصبیان را در لغت عربی و فارسی و ... خواند.

[6] تاریخ فرهنگ معاصر, (فصلنامه) سال 4, شماره 1 و 2, ص303, (بهار و تابستان 1374 ش), مقاله (زندگانی من) به قلم خود شیخ آقا بزرگ تهرانی.


روحانی ده ساله


فرزند حاج ملا علی ابتدا علاقه چندانی به درس و مشق نداشت و بیشتر دوست داشت به پیشه اجدادی خویش تجارت و بازرگانی بپردازد. او خود در این باره می‌نویسد:
(تا شش سال از عمر گذشت در خانه بازی می‌کردم. به یاد دارم که دکانی درست کرده اجناس بقالی و عطاری و ترازو با سایر لوازم دکان تهیه می‌کردم ... شوق زیادی به درس خواندن نداشتم. می‌خواستم کاسب شوم ولی مرحوم پدرم کسب را نمی‌خواست چون خودش درس عربی نخوانده بود می‌خواست من طلبه علم شوم. مرا چندی برای امتحان به دکان بزازی برادرم مرحوم آقای محمد ابراهیم در سر سه راه بازار پامنار فرستاد. با محبت‌های برادرانه بلکه پدرانه او از زحمت رفتن به دکان عاجز شدم و پس از مدتی استعفا دادم و به شوق درس افتادم.)

[7] تاریخ فرهنگ معاصر, (فصلنامه) سال 4, شماره 1 و2, ص303 و 304.(بهار و تابستان 1374 ش), مقاله (زندگانی من) به قلم خود شیخ آقا بزرگ تهرانی.


(پس از آن که پدر شوق و ذوق فرزندش را در تحصیل علم و کمال افزونتر از پیش دید و استعداد او را در این راه شکوفا یافت به این فکر افتاد که برای تشویق و ترغیب او مجلسی را ترتیب دهد و پسرش را ملبس به لباس دانش و دین سازد.
(و چون 10 ساله شد (1303 ق) پدرش مجلسی ترتیب داد, با حضور جمعی از روحانیون آن روزگار تهران, و در این محفل معنوی, وی لباس روحانیت پوشید و عمامه بر سر گذارد. حاضران به او تبریک گفتند و خواستند تا خواندن (جامع المقدمات) را بیاغازد. پس از پوشیدن لباس روحانی وی را با افزودن کلمه شیخ (کلمه‌ای که برای روحانیون, هم عنوان است و هم احترام) بر سرِ نامش, در شیخ آقا بزرگ خواندند. )

[8] شیخ آقا بزرگ, استاد محمد رضا حکیمی, ص4, چاپ اول, تهارن, دفتر نشر فرهنگ اسلامی.


شیخ آقا بزرگ در زندگینامه خود می‌نویسد:
(مرحوم آقا سید جمال افجه‌ ای عمامه بر سر من گذاشت.)

[9] تاریخ و فرهنگ معاصر, (فصلنامه) سال 4, شماره 1 و2, ص305.



در حوزه تهران


شیخ آقا بزرگ تهرانی از سال 1303 ق که معمم شد, تا سال 1315 ق در تهران سکونت داشت. نخست مراحل مقدماتی را در مدرسه دانگی آغاز کرد و در مدرسه پامنار و سپس در مدرسه فخریه (مروی) آن را پی گرفت. او در عرض این دوازده سال توانست علوم و فنون مختلفی چون ادبیات, منطق, تجوید قرآن, فقه, اصول, خط نسخ و نستعلیق را یاد گیرد. او در این مدت به جز تحصیل و تکمیل معلومات, کارها و اقدام‌های جالبی هم داشته است که از آن میان استنساخ چندین نسخه از کتاب‌های معتبر و حایز اهمیت است. برخی از آن کتاب‌ها که امروزه زینت بخش بعضی کتابخانه‌ها و گنجینه‌هاست هر یک حاکی از سلیقه و خط زیبای او, و مهم‌تر از همه بیانگر تلاش و تکاپوی او در احیای متون و میراث علمی و فرهنگی شیعه است.

[10] طبقات اعلام الشیعه, شیخ آقا بزرگ تهرانی, ج اول (القرن الرابع), مقدمه؛ دائره المعارف بزرگ اسلامی, ج اول, ص445.

[11] الذریعه, شیخ آقا بزرگ تهرانی, ج20, مقدمه.


زمانی که در مدرسه دانگی مشغول تحصیل بود, در غیاب پسر خاله‌اش حاج سید محمد تقی, پسر حاج سید عزیز الله که کتابدار کتابخانه آن مدرسه بود, کتابداری می‌کرد! خود در این باره می‌نویسد:
( ... من نایب کتابدار بود که کتاب‌ها را به طلاب می‌دادم و قبوضات می‌گرفتم و هر سه ماه تجدید نظر می‌کردم. )

[12] تاریخ و فرهنگ معاصر, (فصلنامه) سال 4, شماره 1 و2, ص305.



هجرت


شیخ آقا بزرگ تهرانی تا سال 1315 ق در تهران بود و در آن مدت تنها برای چند سفر زیارتی و تفریحی از تهران خارج شد. یکی از آن سفرها, سفر به مشهد مقدس بود که او و پدرش در حالی که در رفت و برگشت همراه و هم قافله با شیخ فضل الله نوری بودند در سال 1311 ق انجام دادند و دیگری سفر به ایلکا (از روستاهای نور در مازندران) بود که به دعوت شیخ جواد ایلکانی و به صلاحدید پدر صورت گرفت و سومی سفر به کشور عراق, برای زیارت عتبات بود که همراه برادرش کربلایی محمد ابراهیم و در سال 1313 ق آغاز شد. شیخ آقا بزرگ به هیچ وجه نمی‌خواست از این سفر برگردد و مصمم بود که برای تحصیل علم در حوزه علمیه نجف اشرف, در آن شهر بماند اما اصرار بیش از حد برادر و همراهان او را وادار به بازگشت ساخت؛ تا این که در سال 1315 ق برای همیشه ایران را ترک کرده و راه نجف را در پیش گرفت.
آن سال در حالی که تنها بیست و دو بهار از عمرش می‌گذشت وارد عراق شد.
پس از آن که چند صباحی را در شهر کربلا, با زیارت و عبادت گذراند, روز چهارشنبه 17 شعبان همان سال وارد نجف گشت تا در سایه سار آستان قدس علوی, از چشمه‌های جاری علم و حکمت سیراب گردد.

[13] تاریخ و فرهنگ معاصر, (فصلنامه) سال 4, شماره 1 و2, ص305 ـ 308 و 310.



اساتید


شیخ آقا بزرگ, استادان زیادی داشته است.

اساتید تهران


حال با عنایت به نوشته‌های شیخ, یادکردی از آن نیک مردان و دانشوران را که همگی از اساتید او در دوره مقدمات و سطوح شمرده می‌شود و شیخ پیش از هجرت به نجف, در تهران پیش آنان درس خوانده بود ـ لازم دیده, به ترتیب نام می‌بریم:
شیخ محمد حسین خراسانی (متوفی 1347 ق)
شیخ محمد باقر تهرانی معروف به معز الدوله
شیخ زین العابدین محلاتی (شیخ در مدرسه صدر صدرنشین نویسی را از دو طرف فرا گرفت)
میرزا ابراهیم زنجانی (م 1351ق)
شیخ محمد رضا قاری
میرزا محمود قمی
حاج شیخ ملا محمد علی نوری ایلکانی
شیخ علی نوری ایلکانی (باید همان نوری حکمی و غیر از آن نوری ایلکانی باشد که پیش از این نام برده شد)
سید عبدالکریم مدرسی لاهیجی
میرزا محمد تقی گرگانی (م 1336 ق)
سید محمد تقی تنکابنی (م 1327 ق)
شیخ محمد تقی نهاوندی
سید حسن استر آبادی
شیخ عباس نهاوندی
شیخ عبدالله اصفهانی
سید محمد تقی قزوینی
حاج میرزا سید حسن تهرانی
آقا شیخ مهدی مازندرانی
آقا شیخ محمد شاه عبدالعظیمی
آقا شیخ عبدالحسین شیرازی
آقا میرزا کوچک ساوجی
حاج محمد علی عراقی
آقا میرزا شهاب الدین شیرازی
آقا شیخ عبدالخالق یزدی.

اساتید نجف


اما اساتید بزرگ شیخ در سطوح عالی حوزه علمیه نجف اشرف عبارتند از:
1. محدث نوری (1254ـ1320 ق)
2. شریعت اصفهانی, معروف به شیخ الشریعه (1266ـ1339 ق)
3. آیه الله سید محمد کاظم یزدی
4. آیه الله شیخ محمد طه نجف (1241ـ1323 ق)
5. سید مرتضی کشمیری (1268ـ1323 ق)
6. حاج میرزا حسین خلیلی (1230ـ1326 ق)
7. آخوند خراسانی (1255ـ1329 ق)
8. آیه الله محمد تقی شیرازی (متوفی 1338 ق)
9. سید احمد تهرانی کربلایی (متوفی 1332 ق)
10. سید احمد تهرانی کربلایی (متوفی 1332 ق)
11. شیخ محمد علی چهاردهی رشتی (1252ـ1331 ق)
12. شیخ احمد شیرازی, معروف به (شانه ساز)
13. شیخ حسن تویسرکانی
14. سید آقا قزوینی
15. شیخ عبدالله اصفهانی

[14] تاریخ و فرهنگ معاصر, سال 4, ش 1 و 2, ص312ـ313.


16. آیه الله حاج آقا رضا همدانی

[15] تاریخ و فرهنگ معاصر, سال 4, ش 1 و 2, ص313؛ نیز نقبا , ج2, ص777.



اجازه نقل روایت


علامه تهرانی اهمیت بسیاری به روایت و نقل حدیث می‌داد و در کسب اجازه برای نقل احادیث می‌کوشید. علما و فقها ی بسیاری برای او اجازه نامه روایتی نوشته یا از او اجازه گرفته‌اند تا آن جا که او پس از محدث نوری, سرشناس‌ترین شیخ روایت یاد می‌شود. در این جا ما نخست از کسانی نام می‌بریم که پیر پژوهشگران از آنان گواهی نقل روایت داشته است.

از علمای شیعه


محدث نوری:وی نخستین کسی است که برای شیخ آقا بزرگ در حالی که او هنوز در دوران جوانی بود, اجازه نقل حدیث داده است.
آیه الله سید حسن صدر کاظمی (م 1354 ق)
شیخ محمد صالح آل طعان بحرانی (1284ـ1333 ق)
شیخ علی خاقانی (م 1334 ق)
سید محمد علی شاه عبدالعظیم (1258ـ1334ق)
شیخ موسی بن جعفر کرمانشاهی
سید ابوتراب خوانساری (1271ـ1346 ق)
شیخ علی کاشف الغطا (م 1350 ق)

[16] شیخ آقا بزرگ تهرانی, الذریعه, ج20, مقدمه.


ملا علی نهاوندی
شیخ محمد طه نجف
سید مرتضی کشمیری
حاج میرزا حسین خلیلی تهرانی
آخوند محمد کاظم خراسانی
سید احمد تهرانی کربلایی
میرزا محمد علی مدرسی رشتی
شیخ الشریعه اصفهانی
سید ناصر حسین لکهنوی (فرزند علامه مجاهد میر حامد حسین هندی)
آخوند محمد تقی نهاوندی
علامه سید عبدالحسین شرف الدین عاملی
آقا سید علی شوشتری
حاج شیخ عباس قمی
سید محمد علی هبه الدین شهرستانی
آقا میرزا هادی خراسانی حائری.
روایت از این پنج بزرگوار هم چون روایت از شیخ محمد صالح طعان بحرانی به صورت مْدبجه می‌باشد..

[17] شیخ آقا بزرگ تهرانی, و المسلسلات فی الاجازات, ج2, ص323.

[18] تاریخ و فرهنگ معاصر, شماره پیشین, ص314.

یعنی اجازه‌ای که دونفر به یکدیگر اعطا کرده باشند.

از علمای عامه


1. شیخ محمد علی ازهری مکی, از علمای مالکی مذهب و رئیس مدرسان مسجد الحرام.
2. شیخ عبدالوهاب شافعی, امام جماعت مسجد الحرام.
3. شیخ ابراهیم بن احمد حمدی, از عالمان شهر مدینه.
4. شیخ عبدالقادر خطیب طرابلسی, مدرس حرم شریف.
5. شیخ عبدالرحمن علیش حنفی, از مدرسان دانشگاه الازهر و امام جماعت در مسجد (رأس الحسین ـ علیه السلام ـ) واقع در قاهره مصر.

[19] الهادی, سال 4, ش 4, ص76, سال1396 ق.

[20] شیخ الباحثین, عبدالرحیم محمد علی, ص22, چاپ اول, 1390 ق, نجف, مطبعه النعمان., .



اجازه روایت دادن


کسانی که از شیخ آقا بزرگ تهرانی اجازه روایتی گرفته‌اند (طبقه پس از شیخ) خوانده می‌شوند و در میان آنان, نام بسیاری از فقها و مراجع تقلید, محدثان و مورخان نامدار معاصر, روایتگران و مصلحان بیدار به چشم می‌خورد و شمارش اسم آنان افزون بر آن است که در این مجال بگنجد. تا آن جا که گفته می‌شود:
(او استاد مطلق محدثان شیعه بود و بیش از دو هزار اجازه در روایت حدیث از او صادر شد ...)

[21] الشیخ آغا بزرگ الطهرانی فقید العلم و الادب, احمد عبدالله هیتی, ص9, بغداد, 1390 ق.


حال به عنوان نمونه تنها برخی از آن بزرگان را نام می‌بریم.
آیه الله حاج آقا حسین طباطبایی بروجردی.
علامه شیخ عبدالحسین امینی تبریزی (مسند الامین) نامیده می‌شود.
سید عبدالحسین شرف الدین عاملی
آیه الله سید عبد الهادی شیرازی
علامه سید هبه الدین شهرستانی
شیخ محمد مهدی شرف الدین شوشتری
شیخ نجم الدین عسکری
سید مصطفی صفایی خوانساری
شیخ محمد حسن مظفر
سید محمد علی روضاتی اصفهانی
آیه الله سید محمد هادی میلانی
میرزا حیدر قلی سردار کابلی
آیه الله شیخ مرتضی حائری یزدی
میرزا محمد علی اردوباری
میرزا محمد علی مدرس خیابانی
شیخ جعفر محبوبه نجفی
سید محمد مفتی الشیعه اردبیلی
شیخ حسین مقدس مشهدی
سید محمد صادق بحرالعلوم
سید احمد حسینی اشکوری
سید رضا هندی
شیخ جمال الدین نائینی
سید جلال الدین محدث ارموی
سید عبدالرزاق مقرم
شیخ ذبیح الله محلاتی عسکری
شیخ محمد شریف رازی
شیخ محمد باقر ساعدی خراسانی
عبد الرحیم محمد علی نجفی
محمد رضا حکیمی
شیخ محمد سماوی تنکابنی
علامه سید عبدالعزیز طباطبایی یزدی
شیخ غلامرضا عرفانیان یزدی
علامه سید محمد حسین طباطبایی
آیه الله شیخ لطف الله صافی گلپایگانی
سید هادی خسرو شاهی تبریزی
سید مرتضی نجومی حسینی
سید هاشم رسولی محلاتی
آیه الله سید شهاب الدین مرعشی نجفی
شیخ کاظم مدیر شانه چی
حسین عماد زاده اصفهانی
سید مصلح الدین مهدوی
شیخ احمد سبط الشیخ
علامه شیخ محمد تقی شوشتری
سید موسی شبیری زنجانی
شیخ عبدالجبار اعظمی
محمد واعظ زاده خراسانی
آیه الله علامه فانی اصفهانی
سید محمد مشکاه بیرجندی
سید محمد علی موحد ابطحی
شیخ احمد انصاری قمی

[22] کیهان فرهنگی, س 2, ش 2, ص9.

[23] کیهان فرهنگی, س 3, ش 7, ص43.

[24] کیهان فرهنگی, ش 11, ص25ـ26 .

[25] کیهان فرهنگی, ش 12, ص6ـ10.

[26] شیخ آقا بزرگ تهرانی, والمسلسلات, ج2, ص582.

[27] الهادی, سال 4, ش 4, ص76

[28] تاریخ فرهنگ معاصر, سال اول, ش اول, ص37.

[29] مجله, نور علم, دوره چهارم, ش 2 (38) ص38.

[30] مجله مشکوه, شماره 32, پاییز 1370, ص78.



آثار

مهمترین آثار او از این قرار است:
1. الذریعه الی تصانیف‌الشیعه, شامل 26 جلد که جز نهم آن در 4 مجلد است, و میان سال‌های 1357-1397ق/1938-1977م در نجف و بیروت به چاپ رسیده است.
2. طبقات اعلام الشیعه, شامل 11 جز بدین ترتیب: نوابغ‌الرواه‌فی‌رابعه‌امآت, بیروت, دارالکتاب‌العربی, 1391ق/1971م؛ الثقاه والعیون فی سادس‌القرون, بیروت, دارالکتابظالعربی, 1392ق/1972م؛ الضیا اللامع فی عباقره‌القرن‌التاسع, دانشگاه تهران, 1362ش؛ احیا الداثر فی مآثر اهل‌القرن‌العاشر, دانشگاه تهران؛ روضه‌النضره فی تراجم علما المائه‌الحادیه‌عشره, (زیر چاپ)؛ الکواکب‌المن

لینک کمکی